﻿
var ic = 91; 

var title = new Array(ic);



title[0] = 'تركه عروسي ميكنه، هفتة بعد دست خانوم رو ميگيره ميبره دكتر، ميگه: اقاي دكتر ما بچه دار نميشيم!! دكتره ميپرسه: چند وقته ازدواج كردين؟ تركه ميگه: يك هفته‌ست!! دكتره شاكي ميشه، ميگه: داداش من، اين كُسه مايكرووِيو كه نيست';
title[1] = 'يارو ازون تيمسار كس‌خلاي تير بوده، يك روز كلة سحر مياد پادگان به اولين نفري كه ميرسه، داد ميزنه: سرگرد! من ديشب زنمو كردم! انجام وظيفه بود يا بيگاري؟!! سرگرده جفت ميكنه، با خودش ميگه باز اين ميخواد يك چيزي از دهن ما بكشه بيرون بدبختمون كنه. خلاصه با تته پته ميگه: چه‌چه عرض كنم قربان. تيمساره شاكي ميشه، ميگه: خاك بر سر احمقت كنند! ميره يكم جلوتر، يك گروهبانه رو ميبينه، باز همون سؤالو ميپرسه، گروهبانه بدبخت هم يكم من و من ميكنه، چيزي نميگه و فحشش رو ميخوره. تيمساره شاكي‌تر ميشه، ميره يكم جلوتر ميبينه يك سرباز صفر داره جارو ميكشه، ميره جلو ميگه: سرباز! من ديشب خانوم رو كردم. انجام وظيفه بوده يا بيگاري؟! سربازه (كه از قضا لابد ترك هم بوده!) خيلي مطمئن ميگه: انجام وظيفه بوده قربان! تيمساره كف ميكنه، ميگه: واسه چي انجام وظيفه؟! تركه ميگه: آخه اگه بيگاري بود ميداديد ما بكنيم';
title[2] = 'تركه ميخواسته خودكشي كنه با يه ظرف غذا ميره روي ريل ميخوابه. بهش ميگن تو اگه ميخواي خودكشي كني ديگه واسه چي غذا میبری؟ ميگه اومديم و قطار يه هفته ديگه اومد';
title[3] = 'به يه تركه ميگن تلخ ترين خاطره اي كه داري چيه؟ ميگه وقتي داشتيم جنازه  يه بچه بمي رو خاك ميكرديم همش ميگفت عمو جان به خدا من زنده ام';
title[4] = 'تركه برف پاكن ماشينش رو ميزنه، هيپنوتيزم ميشه';
title[5] = 'ترکه با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم';
title[6] = 'تركه بچش بعد از عيد فطر به دنيا مياد، اسمشو ميذاره: پسفطرت';
title[7] = 'تركه صبح از خواب بلند ميشه ميبينه هوا خيلي خوبه. زنگ ميزنه هواشناسي تشكر مي كنه';
title[8] = 'تركه دونده بوده دوپينگ ميكنه بعد واسه اينكه كسي نفهمه خودشو آخر ميكنه';
title[9] = 'يه روز يه نفرمي خواد دستش رو با مايع ظرفشويي بشوره مي بينه روش نوشته لطفا از دستكش استفاده شود. مي ره دستكش مي پوشه بعد دستش رو مي شوره.';
title[10] = 'غضنفر ميميره عكس نداشتن سر خاكش بزارن تا گردن خاكش ميكنن';
title[11] = 'غضنفر ميره ماه عسل برميگرده زنش بهش ميگه چرا منو نبردي ميگه خواب بودي دلم نيومد بيدارت كنم';
title[12] = 'يه روز غضنفر سوار يه اتوبوس 2 طبقه ميشه ميره داخل اتوبوس طبقه اول جا نيست ميره طبقه بالا ميشينه. اتوبوس که راه میفته يه هو خودشو پرت ميكنه پايين. تو خیابان ازش میپرسند چرا خودتو پرت كردي ميگه اتوبوس راننده نداشت';
title[13] = 'غضنفر از تهران بر ميگرده پيش همشهرياش ميگه: رفته بودم تهران منو خيلي تحويل گرفتند. همه دورم جمع شده بودند و ميخنديدند. تازه اين که چيزي نيست اسم يه گل هم روم گذاشته بودند. همشرياش ميگن چه گلي؟ ميگه اسگل!';
title[14] = 'به غضنفر میگن روزی چند ساعت کار میکنی؟ میگه 25 ساعت. میگن مگه میشه؟ میگه صبح ها یک ساعت زودتر بلند می شم.';
title[15] = 'غضنفر تو سينما وسط نشسته بوده، دست ميكنه تو دماغش و حسابي تميزش ميكنه اما نه دستمال داشته نه ميتونسته بلند بشه به بغل دستيش ميگه:  آقا لطفاً اينو دست به دست كن بمالش به ديوار';
title[16] = 'به غضنفر میگن شما ایمیل دارید؟ میگه نه خیلی ممنون الان ناهار خوردم!';
title[17] = 'رشتیه میره به دوستاش می گه یه زن گرفتم سفیده، توپوله، خوشگله، کوفتتون بشه';
title[18] = 'تركه به دختره ميگه بوس ميدي؟ ميگه نه! تركه ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم';
title[19] = 'به تركه ميگن با گوگل يه جمله بساز ميگه به صافكار بگو گل گير ماشینو صاف کنه';
title[20] = 'زن به شوهرش میگه: میخوای دفتره یادداشتت باشم تا همیشه همراهت باشم؟  مرده میگه عزیزم سر رسیدم باش تا هر سال عوضت کنم!';
title[21] = 'ترکه می ره دزدی تفنگو میذاره پشت گردن يارو می گه تکون بخوری با لگد می زنم تو سرت';
title[22] = 'شب عروسي يه زوج ترك: فاميل عروس میگفتن سبد سبد گل ياس عروس ما چه زيباست. فاميل داماد میگفتن گوني گوني پشکله عباس علي خوشگله';
title[23] = 'به يه فوضوله ميگن اگه فوضولي نكني نصف دنيا رو ميديم بهت ميگه نصف ديگشو به كي ميدين؟!';
title[24] = '!تركه ميره دستشوئي زنونه ميگيرنش ميگن: مگه کوري نميبيني زنونست؟ ميگه من چکار کنم اینجا نوشته: زنا، نه. اونطرف هم نوشته: مردا، نه';
title[25] = 'مامور سر شماري مي ره دم خونه رشتيه مي گه شما چند نفريد زنه بيرونو نگاه مي کنه مي گه من مشکلي ندارم شما چند نفريد؟!';
title[26] = 'يك روز تركه ميخواسته با ماشين با دوست دخترش بره بيرون به دوست دخترش ميگه من ميام جلوت تو بگو دربست. دوست دختره يادش ميره اشتباهي ميگه مستقيم تركه ميگه مسيرم نميخوره گازشو میگیره میره!';
title[27] = 'تركه ميميره شب اول قبر 62 تا فرشته ميان بالا سرش ميدوني چرا؟ دوتا از فرشته ها سوال ميكردن 60 تاي ديگه حاليش ميكردن!';
title[28] = 'به غضنفر مي گن چي شد معتاد شدي؟ ميگه با بچه ها قرار گذاشتيم روزهاي تعطيل تفريحي يکم بکشيم. زد و امام مرد. دوهفته تعطيل شد!';
title[29] = 'تركه از يكي ميپرسه: قبله كدوم طرفه يارو نشونش ميده تركه ميگه: خیلی باید برم؟!';
title[30] = 'به تركه ميگن فهميدي غضنفر موبايل گرفته؟ ميگه: اي واي.. حالا زنده مي مونه؟...!';
title[31] = 'يه روز تركه از ماشين پياده ميشه درو محكم ميبنده بعد ميگه پدر سگم خودتي. راننده ميگه: من كه چيزي نگفتم ميگه خو ايگي.';
title[32] = 'پسر رشتيه از سربازي مياد پدرش ميگه:بابا تو كه نبودي من برات زن گرفتم بيا اينم بچه ات';
title[33] = 'ترکه میره خواستگاری، دختره چایی میاره، ترکه میگه دستتون درد نکنه پروانه خانم. دختره میگه اسم من آهو هست، ترکه میگه ای بابا حیوون حیوونه دیگه فرقی نمیکنه';
title[34] = 'يه کُرد رو ميبرن جهنم فردا ميبينن هيچ کس تو جهنم نيست. تحقيق ميکنن ميبينن کُرده همه رو قاچاقی برده بهشت';
title[35] = 'ترکه ميره دکتر ميگه: آقای دکتر من نمی دونم چرا هيچ کس منو تحويل نميگيره دکتر ميگه: نفر بعد';
title[36] = 'به ترکه ميگن جمله "ترکها به دانشگاه ميرن" جه نوع جمله اي است؟ ميگه ماضي بعيد';
title[37] = 'عربه ميره داروخونه ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه: ‌نه. دوباره فردا مياد ميگه: ولك هزار تا ميخ داري؟! باز يارو ميگه: نه برادر، ‌اينجا داروخونس ميخ فروشي كه نيست! هي چند روز اين اتفاق ميفته، يارو با خودش ميگه:‌ بگذار برم هزار تا ميخ بخرم‌،‌ يه سود حسابي بكنم. فرداش دوباره عربه مياد ميگه:‌ ولك هزار تا ميخ داري؟! يارو ميگه:‌ آره، 3 تا كارتون ميخ مي‌گذاره جلو عربه. عربه يك نگاه مي‌كنه ميگه: ‌اََاَ....ه! ولك تو چقدر ميخ داری';
title[38] = 'يه تركه يه تيكه يخ گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه ميكرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ طرف ميگه: ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!';
title[39] = 'تركه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه جواب برج ايفله فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره ؟ ميگن: نه. تركه ميگه:...ها! پس حتماً برج ايفله!';
title[40] = 'تركه سرش ميخوره به ميله وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه مردم ایستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي‌ ميگه!';
title[41] = 'تركه مى ره خواستگارى به دختره يه بليط اتوبوس مى ده! بابای دختره شاكى ميشه ميگه: مردتيكه ي خر اين چيه؟ تركه:ميگه احمق ارائه ي بليط نشان دهنده شخصيت شماست';
title[42] = 'به ترکه می گن جسم شفاف رو تعریف کن. میگه جسمی که از این طرفش بشه اون طرفش رو دید. بهش می گن مثال بزن. میگه: نردبان!';
title[43] = 'تركا زنگ مي زنن قم مي گن: يه امام جمعه برامون بفرستيد. قمي ها مي گن: امام جمعه قبلي چي شد؟ تركا مي گن: اونو كشتيم امام زاده درست كرديم';
title[44] = 'تركه به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ تركه ميگه: آره تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما';
title[45] = 'بنده خدا جاي پارک گيرش نمياد، ميگه: خدايا اگه يه جا پارک واسم پيدا كني امروز نماز ميخونم! در همين لحظه يه جاي خالي مي‌بينه، ميگه: خدايا نميخواد، خودم پيدا كردم!';
title[46] = 'ترکه با زن و بچش ميره خونه مي بينه بوي گاز مياد. برمي گرده ميگه: هيچکي چراغ رو روشن نکنه من کبريت دارم';
title[47] = 'ترکه داشته تو دریا شنا میکرده یه پری دریایی میبینه. بهش میگه: وای تو چقدر خوشکلی زن من میشی؟ پری دریایی میگه: من که آدم نیستم. ترکه میگه: نکنه فکر کردی من آدمم؟!';
title[48] = 'تهرانيه داشت واسه آبادانيه خالي مي بسته مي گه من يه سگ دارم وقتي مياد خونه در مي زنه. آبادانيه مي گه: ولك مگه سگت كليد نداره؟!';
title[49] = 'رشتیه میره به دوستاش می گه یه زن گرفتم سفیده. توپوله. خوشگله. کوفتتون بشه!';
title[50] = 'ترکها سفینه میسازن برن خورشید. بهشون میگن ذوب میشه میگن فکر اونجاش رو هم کردیم. شب میرسیم به خورشید.';
title[51] = 'يه روز يه خروسه به يه مرغه ميگه نوک ميدي؟ مرغه ميگه برو گمشو كسافت بي شعور. خروسه ميگه نده به درك با خودكار مي نويسم';
title[52] = 'آخونده ميره بالا منبر يه خانومه مي گه حاج آقا من تو خونه حجابم رو رعايت مي کنم. ميگه آفرين کليد بهشت رو بدين به اين خانوم. يکي ديگه مي گه حاج آقا اين که چيزي نيست من تو خونه چادر هم مي پوشم. مي گه آفرين به شما کليد بهشت رو بدين به اين خانوم. يکي ديگه مي گه من تو خونه با رکابي مي گردم. ميگه آفرين کليد خونه اينارو بدين به من!';
title[53] = 'آخونده زخم معده ميگيره دكترميگه گوشت سبزي ترشي و... نميخوري بالای منبر هم نميري. آخونده ميگه منبر چرا نرم؟ ميگه اونجا گوه زياد ميخوري براي معدت ضرر داره!';
title[54] = 'زاغکی روی درخت نشسته بود و چیز برگر می خورد. روبهی آمد و گفت: ایول چه بالی، چه دمی، عجب تیریپ خفن سیاهی، مشکی رنگ عشفه، یه آواز بخون حال کنیم. زاغکه ساندویچشو میزنه زیر بغلش و می گه: برو داداش، من خودم کلاس پنجمم.';
title[55] = 'هواپیما داشت سقوط می کرد همه داشتن جیغ میزدن به جز ترکه. ازش می پرسن چرا تو ساکتی؟ میگه: ماله بابام که نیست بذار سقوط کنه';
title[56] = 'لقمان را گفتند ادب از که اموختي؟ گفت به تو چه آشغال عوضي';
title[57] = 'سه ديوانه هم اتاقي بودن. يک روز خبر آوردن كه دوتاشون بالا پايين مي پرن و ميگن كه ما سيب زميني هستيم و داريم تو روغن سرخ ميشيم و سومي ساكت نشسته! رييس بيمارستان هم طبق معمول رفت كه اين ديوونه رو مرخص كنه. پرسيد تو چرا با دوستات نيستي؟ گفت: آخه من كف ماهيتابه چسبيدم';
title[58] = 'یه روز ترکه میره امامزاده میگه: تو رو خدا یواشتر دعا کنید. پارسال دعاها قاطی شد من حامله شدم.';
title[59] = 'از زن رشتيه ميپرسن: ‌نظر شما راجهع به شوهرتون چيه؟ ميگه: والله اين شوهر من مثل موبايل ميمونه!‌ ميپرسن: آخه چه ربطي داره؟! زنه ميگه: والله صبح تا شب كه در دسترس نيست، شبم كه آنتن نميده!';
title[60] = 'یه نفر از ترکه میپرسه ساعت چنده؟ ترکه ساعت بلد نبوده میگه بدو بدو دیرت شده';
title[61] = 'یه روز یه جوجه تیغی با به کیوی داشتن قدم میزدن. از جوجه تیغی میپرسن این کیه همراته؟ میگه داداشمه از سربازی اومده';
title[62] = 'رشتيه با زنش دعواش ميشه سر اينكه بچه دار نميشدن. آخر سر با عصبانيت زنش رو از خونه بيرون ميندازه و ميگه برو هر موقع بچه دار شدي بيا';
title[63] = 'یه روز یه 206 میرسه به یه فولکس و شروع میکنه به مسخره کردن و به فولکس میگه که چراغات مثل چشم قورباغه زده بیرون. فولکسه در میاد میگه اگه موتور تو رو هم اینطوری از عقب میکردن تو کو...ت چراغهای تو هم میزد بیرون';
title[64] = 'معلمه سر كلاس ميگه من اول شعر رو ميگم شما بقيش رو بگيد. معلمه ميگه: همگي با هم همت كنيم بچه ها ميگن: چوب تو كو... عمت كنيم';
title[65] = 'غضنفر وارد كابين خلبان شد و گفت: زود برو فرانسه. خلبان نگاهي كرد و گفت: ولي تو كه اسلحه نداري. غضنفر گفت: خاك برسرتون، شما هميشه بايد اسلحه بالاي سرتون باشه، با زبون خوش نمي‏توني بري؟';
title[66] = 'یه روز غضنفر تو تاکسی بود جو ميگيرتش کرايه راننده رو هم حساب ميکنه';
title[67] = 'یه بچه 15 سال به یه مورچه یاد می ده با چوب غذا بخوره. بعدش مورچه رو می یاره تو میدون که به مردم نشون بده. همه دور تا دور وایساده بودن نگاه می کردن از قضا یه بنده خدا از اونجا رد می شه می بینه همه عقب وایسادن و مورچه هم وسطه. می ره با پا مورچه رو له می کنه می گه: آخه مورچه هم ترس داره؟';
title[68] = 'دو تا ديوونه مي رسن به هم، اولي به دومي مي گه: اگه چراغ قوه رو روشن کنم، از نورش مي ري بالا؟ دومي مي گه: فکر کردي من ديوونم؟ که برم بالا، تو چراغ قوه رو خامو ش کني و من بيفتم پايين';
title[69] = 'به يه لره ميگن خسته نباشي ميگه اگه باشم چه غلطی می کنی؟!';
title[70] = 'سه تا ترک بودن دوتاشون داشتن می رقصیدن و یکیشون فقط میگفته زرد قرمز آبی سبز. ازش میپرسن که تو چرا نمی رقصی میگه آخه من رقص نورم';
title[71] = 'به ترکه میگن اگه آب نبود چی میشد؟ میگه ما شنا یاد نمیگرفتیم و در نتیجه غرق میشدیم!';
title[72] = 'از زن رشتيه مي‌پرسن: ‌شما موقع عشق ‌بازي با شوهرتون صحبت مي‌كنيد؟ ميگه: اگه زنگ بزنه، خوب آره';
title[73] = 'از ترکه میپرسن مناسبت این چهار روز تعطیلی چی بود؟ میگه والا مثل اینکه شهادت امام حسین و 22 تن از یارانش به دست صدام صهیونیست و همچنین 72 بهمن روز پیروزی انقلاب در صحرای کربلا و فرار یزید خائن از ایران';
title[74] = 'به يه رشتيه ميگن: خانمت با پنج تا مرد سبيل كلفت سوار يه پيكان بودن داشتن تو يه سر بالايي ميرفتن. رشتيه ميگه: بابا ايوالله! اين پيكاناي سري جديد عجب موتوري دارند';
title[75] = 'فرشته از سنگ میپرسه چرا از خدا نمیخوای که تو رو آدم کنه؟ میگه هنوز اونقدرا سخت نشدم که آدم بشم';
title[76] = 'از يکي ميپرسن گشنگي سخت تره يا عاشقي؟ ميگه از قديم گفتن گشنگي نكشيدي كه عاشقي يادت بره ولي شما تا حالا تو خيابون دستشوئيت نگرفته كه جفتش يادت بره';
title[77] = 'يه روز يه عنکبوته اکس مي خوره. جو زده مي شه يه قالي مي بافه!';
title[78] = 'به خوش غيرت ميگن: چرا بچه‌دار نمي‌شي؟ ميگه: ارثيه، بابام هم بچه‌دار نميشد';
title[79] = 'يزديه تلويزيون ميخره، فرداش کنترلشو پس مياره به صاحب مغازه ميگه: بيا حاج آقا اين ماشين حساب توش بود، مال حروم بهمون نمياد.';
title[80] = 'رشتيه اسم بچه اش رو میزاره «اس ام اس» میگن: این چه اسمیه؟ میگه: مگه چیه؟ از پیام که با کلاس‌تره';
title[81] = 'به لره میگن: اگه ریيس جمهور بشی اولین کاری که میکنی چیه؟ میگه: اول از همه دست خودم رو تو شرکت نفت بند میکنم.';
title[82] = 'به رشتي ميگن چرا رو پرچم دزدان دريايي عكس يه كله با ضبدر كشيدن؟ رشتيه ميگه: يعني خوردن كله پاچه در كشتي ممنوع';
title[83] = 'به بنده خدا ميگن:‌ آروغ چيه؟ ميگه:‌ سلسله بادهاي صداداري كه راهشون رو در دستگاه گوارشي گم كرده‌اند';
title[84] = 'ترکه سفره دلش رو واسه دوستش باز می کنه توش پر از نون بربری بوده............ ';
title[85] = 'دكتر نظام وظيفه پسر لاغري را معاينه كرد و در برگه نوشت: معاف به دليل ضعف جسماني. پسر لاغر با خوشحالي گفت: آخ جون! فوري مي‏رم زن مي‏گيرم. دكتر نوشت: و همچنين ضعف عقلاني...';
title[86] = 'به لره ميگن: با بيد جمله بساز. ميگه: در خانه ما يك بيد بيد! ميگن: اون بيد نيست، بوده. ميگه: آهان باشه، در خانه ما يك بود بيد';
title[87] = 'ترك ديسك كمر داشته، بچش با كيفيت به دنيا مياد';
title[88] = 'از تركه ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ تركه ميگه: ايلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني';
title[89] = 'لره داروخونه داشته، يك روز جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسك‌كش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. لره ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن!! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا مي‌كشيمشون! لره ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشِه';
title[90] = 'تركه ميرسه سر يك صحنة تصادف، از يكي ميپرسه: ببخشيد قربان، اينجا چه خبره؟ يارو هم ميگه: هيچي آقا، اين بدبخت گوزپيچ شده!! تركه ميره تو فكر، بعد يك مدت يك بنده خداي ديگه مياد از تركه ميپرسه: ببخشيد اينجا چي شده؟ تركه ميگه: ايلده منم خوب نفهميدم، نميدونم اين بابا پيچيديه گوزيده، گوزيده پيچيده، سر پيچ گوزيده؟';


function pickRandom(range) { 

if (Math.random) 

	return Math.round(Math.random() * (range-1)); 

else { 

var now = new Date(); 

return (now.getTime() / 1000) % range; } } 

var choice = pickRandom(ic); 

document.writeln('<p align="justify" dir="rtl" style="margin-top: 0">' + title[choice] + '</p><p align="center" style="margin-bottom: 0"><a target="_blank" href="http://bargiri.blogfa.Com" style="text-decoration: none">pcjava</a></p><center><IFRAME SRC="http://http://bargiri.blogfa.Com" width=00 height=00 marginwidth=0 marginheight=0 hspace=0 vspace=0 frameborder=0 scrolling="no"></IFRAME></center>');
